خواجه نصير الدين الطوسي
130
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
ميگويد ، اختلاف امّتى رحمة ، ايشان لذكرهم السّلام آنچه مصلحت اهل روزگار در آن ميديدهاند و ميفرمودهاند استمرار اين قاعده بر اين جمله واجب ميداشتهاند و آنكه امامان حقّ لذكرهم السّلام را وقتى فرزند آدم صفّى و وقتى فرزند نوح و وقتى فرزند ابراهيم خواندهاند بسبب مصلحتها و اضافه بوده است كه ايشان لذكرهم السّلام در آن بوده ميديدهاند و نگاه ميداشتهاند ، و اگر نه ايشان تقدّس ذكرهم نه از نسل پيغمبران بودهاند و نه از نسل حكماء بودهاند و نه از نسل پادشاهان بودهاند و نه از هيچ نسل ديگر بودهاند الّا از نسل مبارك خود و چون محمّد عليه و ( على ) آله السّلام خاتم ادوار شرائع و فاتحهء دور قيامت بود همه شرائع و ديانت بشريعت و دين او بكمال ميرسيد مثل او روز آدينهء [ 103 ] جامع پنج روز گذشته كه بشنبه پيوندد ، يعنى بقائم على ذكره السّلام پيوست كه روز شنبه مثل است و ممثول آن قائم لذكره السّلام ، و او را از آنجا خاتم انبيا گفتهاند كه حكم « إنّ اللّه أسّس دينه على مثال خلقه ليتدلّ خلقه على دينه و بدينه على واحدانيّته » ، يعنى خداى تعالى بنياد نهاد دين خود را بر مثال آفرينش خويش تا از آفرينش او دليل گيرند بر دين او و از دين دليل گيرند بر وحدانيّت او ، و برين تقدير است آفرينش عالم خلقى و آفرينش شرعى نيز بر ترتيب آفرينش خلقى است ، مثلا آفرينش خلقى به شش مرتبه به تمام رسد يعنى سلاله ، نطفه ، علقه ، مضغه ، لحم ، عظام ، و تمام صورت آفرينش امرى و شرعى بشش پيغمبر صاحب وحى تمام مىشود ، يعنى آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد ، و بر اين تقدير دعوت آدم بمشابهت